بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد
ساعت ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠  کلمات کلیدی: شعر

بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد * به جون خسته ام بازم تب اومد

بازم از لاله خونین قلبم خدایا بانگ یارب یارب اومد

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد * به جون خسته ام بازم تب اومد

هوا تاره چراغم سوت و کوره * تنم داره می سوزه مثل کوره

خدایا یار من کی برمی گرده * آخه این از خداوندی به دوره

چه کژدارو مریضی دارم امشب * چه درد ناله خیزی دارم امشب

خدایا این طبیبه یا حبیبه چه مهمونه عزیزی دارم امشب

بازم آفتاب غروب کرد و شب اومد * به جون خسته ام بازم تب اومد

بازم از لاله خونین قلبم خدایا بانگ یارب یارب اومد

شب اومد باز شب اومد باز شب اومد * به جون خسته ام بازم تب اومد